<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دوفصلنامه علمی پژوهشی دین و سیاست فرهنگی</title>
    <link>https://www.jrcp.ir/</link>
    <description>دوفصلنامه علمی پژوهشی دین و سیاست فرهنگی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>الگوی تعریف حکمت‌پایه مسائل اجتماعی و تبیین ضرورت کاربست آن</title>
      <link>https://www.jrcp.ir/article_253323.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر مسائل اجتماعی متأثر از مواجهه جوامع با دنیای مدرن پیوسته در حال گسترش می‌باشد. این مسائل در کشور ایران نیز رشد قابل توجهی داشته است به گونه‌ای از مهمترین مسائل امروز کشور برشمرده شده و نیازمند خط‌مشی‌گذاری اجتماعی مؤثر است. در جامعه اسلامی ایران، خط‌مشی‌گذاری متأثر از مبانی غیرحِکمی آسیب‌های متعدد و جبران‌ناپذیری را در پی خواهد داشت و این امر ضرورت طراحی و بکارگیری الگوهای حِکمت‌پایه را نشان می‌دهد. از سوی دیگر، نقطه آغازین و حیاتی خط‌مشی‌گذاریِ مسائل اجتماعی، تعریف صحیح این مسائل است. لذ این پژوهش در صدد ارائه الگوی تعریف حکمت‌پایه مسائل اجتماعی و تبیین ضرورت کاربست آن بوده است. این پژوهش به منظور گردآوری داده‌ها از روش کتابخانه‌ای استفاده نموده و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به پردازش این داده‌ها پرداخته است. این پژوهش در نهایت به این نتیجه رسید که به منظور کشف واقع و احتراز از نسبیت‌گرایی در ذات معنا، لازم است تا خط‌مشی‌گذاران در چهار بخش تعیین مسئله واقعی، کشف وجه مسئله‌بودگی، شناسایی گونه‌های مسئله و ارزیابی عناصر(کنشگران) دخیل در مسئله(در قالب شناسایی عناصر، ارزیابی حِکمت‌پایه آنها و ارزیابی برچسب‌های معرفتی منتسب به آنها) با مبنا قرار دادن منابع حِکمت به تعریف مسئله پرداخته و در نهایت مسئله اساسی را کشف نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های اخلاقی زندگی روحانیون در بستر انتظارات معنوی مردم از آنها؛ خاستگاه‌ها‌- راهکارها</title>
      <link>https://www.jrcp.ir/article_253324.html</link>
      <description>نهاد روحانیت همچون هر نهاد دیگری، نقش‌هایی اجتماعی را برای اعضای خود رقم زده است. این نقش‌ها در برهم‌کنش روحانیت و جامعه برساخته شده و توقعات مردم از صنف روحانیت را شکل می‌دهند. در بستر انگاره‌های مردم از روحانیت، برای آنها انتظاراتی معنوی از این صنف شکل گرفته که چالش‌های اخلاقی‌ای را در زندگی شخصی روحانیان سبب می‌شوند. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که &amp;amp;laquo;انتظارات معنوی‌ای که مردم از روحانیت دارند، چه چالش‌های اخلاقی‌ای را برای روحانیون در زندگی شخصی به‌وجود آورده و چگونه باید با این چالش‌ها مواجهه کرد؟&amp;amp;raquo;. در چهار بخش به پاسخ این پرسش پرداخته‌ایم؛ نخست. معرفی و تحلیل چالش‌های اخلاقی؛ دو. اشاره به مهم‌ترین خاستگاه‌های نهادی و اجتماعی آنها؛ سه. بیان راه‌کارهایی برای پیشگیری یا رفع آنها؛ چهار. ارائه فرایندی برای تصمیم‌گیری اخلاقی در مواجهه با چالش‌ها. این چالش‌ها از منظر نقش‌های اجتماعی قابل تحلیل هستند. بدین معنا که هم در تحلیل و ریشه‌یابی آنها باید به برساخت‌های نقشی برای روحانیت توجه داشت و هم در راه‌های مواجهه با آنها، باید به واقع‌بینانه کردن انتظارات معنوی مردم از یک روحانی همت گماشت. برجسته کردن نقش‌های موازی با نقش صنفی یک روحانی می‌تواند راهبردی مهم در این راستا باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعارض و همزیستی مسیحیت مردمی و مسیحیت رسمی در سیاست‌گذاری فرهنگی ونزوئلا</title>
      <link>https://www.jrcp.ir/article_253325.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تعارض و همزیستی دو قرائت متمایز از مسیحیت، یعنی &amp;amp;laquo;مسیحیت مردمی (بومی)&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مسیحیت رسمی تحت نظارت کلیسا&amp;amp;raquo;، در فرایند سیاست‌گذاری فرهنگی ونزوئلا می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش آن است که این دو نوع دین چگونه به‌عنوان کنشگران فرهنگی و سیاسی، در میدان سیاست فرهنگی ونزوئلا نقش‌آفرینی کرده و چه تأثیراتی بر جهت‌گیری‌های فرهنگی دولت و جامعه برجای می‌گذارند. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با نخبگان فرهنگی، دانشگاهی و دینی ونزوئلا است. یافته‌ها نشان می‌دهد مسیحیت مردمی، با تکیه بر فرهنگ بومی، عدالت اجتماعی و پیوند با توده‌ها، در بسیاری از موارد در هم‌سویی با گفتمان مقاومت و سیاست‌های فرهنگی مردمی عمل می‌کند؛ در مقابل، مسیحیت رسمی با منطق نهادی، سلسله‌مراتبی و فراملی، اغلب در موضعی انتقادی یا تقابلی با سیاست‌های فرهنگی دولت قرار می‌گیرد. بااین‌حال، نتایج پژوهش حاکی از آن است که رابطه این دو صرفاً تقابلی نیست و در برخی حوزه‌ها، نوعی همزیستی فرهنگی نیز میان آن‌ها شکل گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تقویت سرمایه اجتماعی مردم‌پایه و الزامات تمدنی آن در پرتو آموزه‌های قرآن کریم</title>
      <link>https://www.jrcp.ir/article_253326.html</link>
      <description>مقاله حاضر به بررسی جایگاه و کارکرد سرمایه اجتماعی در تحقق انسجام، اعتماد و مشارکت اجتماعی و نقش آن در تقویت بنیان‌های اجتماعی تمدن‌سازی اسلامی می‌پردازد. سرمایه اجتماعی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین منابع غیرمادی جوامع، نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری روابط مبتنی بر اعتماد، همکاری و همبستگی و در نتیجه سامان‌یابی حیات جمعی دارد. در این میان، رویکرد مردم‌پایه به سرمایه اجتماعی می‌تواند زمینه تقویت مشارکت عمومی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، انبعاث مردم و افزایش کارآمدی و پایداری نظام اجتماعی را فراهم آورد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین ابعاد و مؤلفه‌های سرمایه اجتماعی مردم‌پایه و واکاوی الزامات تمدنی آن در پرتو آموزه‌های قرآن کریم است. این پژوهش از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، کیفی بوده و با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی جهت‌دار انجام شده است. داده‌های پژوهش از طریق منابع اسنادی و کتابخانه‌ای و با تمرکز بر آیات قرآن کریم گردآوری و تحلیل شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که آموزه‌های قرآنی با تأکید بر مفاهیمی همچون ایمان، اخوت، اعتماد، تعاون، عدالت، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و مشارکت جمعی، بسترهای تقویت سرمایه اجتماعی مردم‌پایه و امتداد آن در عرصه نهادسازی اجتماعی را فراهم می‌سازند. بر این اساس، تقویت این مؤلفه‌ها می‌تواند به ارتقای انسجام اجتماعی، افزایش اعتماد عمومی، شکل‌گیری شبکه‌های مردم‌پایه و نهادهای اجتماعی برآمده از متن جامعه اسلامی، و نیز مانایی و انبعاث مردم برای مشارکت فعال و هدفمند در عرصه تمدن‌سازی منجر شود و در نهایت، زمینه تحقق الزامات تمدنی و حرکت به سوی شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی را فراهم آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
