طلبه و دانشآموختۀ دکتری سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه باقرالعلوم(ع)،
چکیده
در این مقاله بر پایه تحلیل نظری و بررسی متون فلسفی و سیاستی مرتبط با مفهوم «خیر عمومی»، به بازیابی مفهومی آن پرداخته شده است؛ ازاینرو، در ابتدا به بررسی ریشههای تاریخی این مفهوم و سپس به دیدگاههای نظریهپردازان معاصر مانند جان رالز، حسین، بوت و داگلاس توجه شده است. در نهایت، با استفاده از یک الگوی پنج مؤلفهای، معیارهایی برای ارزیابی تعاریف ارائه شده است. این معیارها عبارتاند از: هنجاری بودن، زمینه استدلال عملی، معرفی امکانات خاص، ارجاع به گروه خاص منافع انتزاعی و ضرورت همبستگی اجتماعی. بر اساس این الگو، رویکردهای وحدتگرا، جماعتگرا و نظریه عدالت انصافگرای رالز، به دلیل تأکید بر همبستگی اجتماعی، در ارائه تعریف از «خیر عمومی» موفقتر عمل کردهاند. در مقابل، رویکردهای فایدهگرا، فردگرا و خودگرایی عقلانی، به دلیل عدم توجه به همبستگی و دغدغه متقابل، در این زمینه با نقایص جدی مواجه شدهاند. در نهایت، این مقاله، «خیر عمومی» را به آن دسته از «امکانات عمومی» - اعم از مادی، فرهنگی یا نهادی - اطلاق میکند که اعضای یک جامعه، بهمنظور برآوردن تعهدی اجتماعی مبنی بر اینکه همه باید از «منافع عمومی» مشترک مشخصی مراقبت کنند، در اختیار دیگر اعضاء قرار میدهند.