3
استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
4
دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام
چکیده
در سالهای اخیر مسائل اجتماعی متأثر از مواجهه جوامع با دنیای مدرن پیوسته در حال گسترش میباشد. این مسائل در کشور ایران نیز رشد قابل توجهی داشته است به گونهای از مهمترین مسائل امروز کشور برشمرده شده و نیازمند خطمشیگذاری اجتماعی مؤثر است. در جامعه اسلامی ایران، خطمشیگذاری متأثر از مبانی غیرحِکمی آسیبهای متعدد و جبرانناپذیری را در پی خواهد داشت و این امر ضرورت طراحی و بکارگیری الگوهای حِکمتپایه را نشان میدهد. از سوی دیگر، نقطه آغازین و حیاتی خطمشیگذاریِ مسائل اجتماعی، تعریف صحیح این مسائل است. لذ این پژوهش در صدد ارائه الگوی تعریف حکمتپایه مسائل اجتماعی و تبیین ضرورت کاربست آن بوده است. این پژوهش به منظور گردآوری دادهها از روش کتابخانهای استفاده نموده و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به پردازش این دادهها پرداخته است. این پژوهش در نهایت به این نتیجه رسید که به منظور کشف واقع و احتراز از نسبیتگرایی در ذات معنا، لازم است تا خطمشیگذاران در چهار بخش تعیین مسئله واقعی، کشف وجه مسئلهبودگی، شناسایی گونههای مسئله و ارزیابی عناصر(کنشگران) دخیل در مسئله(در قالب شناسایی عناصر، ارزیابی حِکمتپایه آنها و ارزیابی برچسبهای معرفتی منتسب به آنها) با مبنا قرار دادن منابع حِکمت به تعریف مسئله پرداخته و در نهایت مسئله اساسی را کشف نمایند.